آبرو. آری، آبرو. همینی که خدا از جان مؤمن عزیزترش می دارد و همینی که برای حفظ اش صفت "ستّار"ی را نشانه گذاشته و می گوید: "خدا می بیند و پنهان می کند و مردم نمی بینند و فریاد می زنند." و آیا می دانی که آبرو ریزِ بنده و مؤمن، با آبرو از این دنیا نمی رود؟ هیچ می دانی؟ پس خدا رحم ات کند! ...  نه رحمت ات.
 
این چند روزه ی گذشته را در کنار نارحت شدن ها و همین غم های دوره ای که اصالتاً تنها مال آدم است و نه هیچ خلقت دیگری، یک چیز را از خلأ اش در این دور و بری ها دیدم: ستّار نابودن را و از آن بدتر درنده بودن پرده های آبرو و اسرار دیگران را. انگار تنها عورت است که آبرو دارد و حفظ اش ستر می خواهد.
 

... والعصر. ان الانسان لفی خسر ...