نه این که او غریبه باشد، نه! مگر می شود که آدم بانوی دو عالم باشد و ناموس خدا باشد و فرزند محمد باشد و هم سر علی باشد و مادر حسن و حسین باشد و مولای همه ی مومن های عالم باشد و غریب باشد؟ این ماییم که خود را دور از محوریت عالم ایمان، کرده ایم و غریب و غریبه شده ایم. غریبِ شهری که آشنای او نیست و غریبه ی مردمی که کسان او.

ای مادر خوب ها! به ما غریبه ها تفضلی کن! حالا که ما دل آشنایی نداریم که در غم ات بگرید، شما بیا و سروری کن و بر غریبیِ ما گریه کن! خدا غم شما را زود خوب می کند و شاید ما را نیز ایضاً جزو غم های شما خوب کرد.